تاریخ انتشارجمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۰
فروش باغات درون شهر، خشکاندن درختان برای ساخت ساختمان و انواع دیگر سوداگری در زمینه ملک و املاک، عمده دلیل این اتفاقات است.
علت اصلی الودگی هوا تخریب فضای سبز است
از هر منظر که نگاه کنیم، فضای سبز، به ویژه درخت برای هر شهر لازم و ضروری است و کمتر کسی است که از آن بی‌خبر باشد. این موضوع اما و اگرهایی دارد که در صورت نادیده انگاشتن، خود فاجعه‌ای برای محیط زیست محسوب می‌شود.‏
گونه‌های بومی
مهمترین فاکتور برای کاشت گیاهان به ویژه برای شهرها، گونه گیاهی است که برای فضای سبز انتخاب می‌شود. اگر گونه‌های انتخاب شده با آب و هوا و شرایط اقلیمی شهر، سازگار نباشد، مطمئناً نه تنها تأثیر مثبتی بر محیط زیست نخواهد گذاشت، بلکه به دلایل متعدد یک اقدام ضد محیط‌زیستی محسوب می‌شود.
طی دهه‌های اخیر در بسیاری از شهرهای ایران، گونه‌های غیر بومی برای فضای سبز استفاده شد که نتیجه‌های بعضاً خسارت باری به همراه داشت.
بدترین انتخابی که در ایران و در بسیاری از دیگر کشورها برای فضای سبز شد، چمن بود. چمن گونه گیاهی سازگار با آب و هوای ایران نیست. این گیاه در اروپا یا کشورهایی که هم بارش زیاد دارند و هم آفتاب مستقیم کم، سازگاری دارد و از آنجایی که در کشور ما آب کم و آفتاب زیاد است، هزینه‌های بسیاری برای نگهداری از این گیاه «ضد محیط زیستی» صورت می‌گیرد.
از طرفی با توجه به سبزینه اندک این گیاه، تأثیر آن بر کاهش آلودگی هوا نیز بسیار ناچیز است و انرژی مورد استفاده برای کاشت، نگهداری، کوتاه کردن آن به قدری آلودگی تولید می‌کند که در برابر آن اکسیژن تولید شده توسط گیاه ناچیز است. از طرفی میزان مصرف آب چمن بسیار بالاست و پمپاژ آب برای نگهداری از آن، هزینه زیاد مالی و خسارت‌های بزرگتر زیست محیطی وارد می‌کند.
این موضوع صرفاً مربوط به چمن نیست. برخی دیگر از اقلام مورد استفاده در فضای سبز شهری نیز کم و بیش همین مسائل را دارند.
درختان غیر بومی زیادی در تهران و شهرهای بزرگ دیگر وجود دارند که برخی از آنها با مطالعه و با توجه به اقلیم خشک پایتخت سر از بوستان‌های شهری در آورده‌اند، اما باز هم تأکید دانشمندان محیط زیست بر جلوگیری از هرگونه جا به جایی گونه‌هاست.
در مواردی جا به جایی گونه‌های گیاهی و وفق دادن گونه جدید با اقلیم میهمان باعث رشد بسیار زیاد گونه جدید و از میان رفتن یا محدود شدن گونه‌های محلی شده است.
اگر با دید کلان زیست محیطی نگاه کنیم، بشر اجازه دخالت در کم یا زیاد کردن پوشش گیاهی ندارد. از سوی دیگر، برخی معتقدند از آنجایی که ما انسان‌ها بخش‌های بزرگی از جنگل‌های موجود بر کره زمین را نابود کرده‌ایم، لازم است به کاشت درختان و فضای سبز همت گماریم‎.‎
سؤال اینجاست که آیا اگر بر فرض ما جنگل‌های شمال کشور را نابود کردیم، اجازه داریم در مناطق دیگر فضای سبز ایجاد کنیم؟ پاسخ علم محیط زیست صریح است: خیر!‏
آب، نیاز فضای سبز
بزرگترین چالش ایجاد و نگهداری از فضای سبز تأمین آب است. همان طور که اشاره شد کشور ما در اقلیم گرم و خشک قرار دارد و تامین آب برای فضای سبزی که پیش از این وجود نداشته، کار دشواری است. از این رو، دانشمندان بزرگ محیط زیست معتقدند اگر جایی پوشش گیاهی نداشت یا پوشش تنک داشت، ما نباید اقدام به کاشت و ایجاد فضای سبز کنیم.
در تهران فضای سبز سالانه بیش از ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب می‌خورد. با توجه به کمبود آب و خشکی طبیعی اقلیم تهران، بخشی از این آب از سدها و بخشی دیگر از منابع زیرزمینی تأمین می‌شود که انتقادات بسیار زیادی را به همراه دارد.‏
آب‌های زیرزمینی که برای آبیاری فضای سبز تهران استفاده می‌شود، بعضاً آب باران‌هایی که صدها سال پیش بر این خاک باریده و این یعنی استفاده از ذخایر برای روزمرگی.
تا همین دو ـ سه دهه پیش باور غالب بر این بود که افزایش فضای سبز شهری اقدامی در جهت احیای محیط زیست است. امروزه علمای محیط زیست این باور را نادرست و بعضاً فاجعه بار می‌دانند. چرا که تعادل اقلیم که شاید محصول میلیون‌ها سال زندگی انواع جانداران در منطقه است را به هم می‌زند.
در پایتخت پارک‌های جنگلی بزرگی وجود دارد که درختان غیر بومی شامل سرو و کاج چندین دهه پیش در آن کاشته شده است. طی دهه‌ها این درختان رشد اندکی کرده‌اند و نه سبزینه زیادی دارند و نه تأثیری جدی در بهبود آب و هوا. این پارک‌ها دهانی بزرگ برای بلعیدن آب‌های شهری هستند و در نهایت به تفرجگاه‌هایی مقطعی برای شهروندان تبدیل شده‌اند.
تنها راه پیشنهاد علم محیط زیست، قبل از هر چیز جلوگیری از تخریب فضای سبز و درختان است و در مرحله بعدی، پیشنهاد عملی، احیای گونه‌ها و باغاتی است که پیشتر در یک منطقه وجود داشته‌اند.
متأسفانه در تهران، به دلیل بالا رفتن باورنکردنی ارزش ملک، باغات بسیار تخریب شده‌اند. با توجه به تخریب قنات‌های صدها سالانه پایتخت، امکان احیای آنها نیز غیر ممکن است.
قطع درختان شهری
همان‌طور که اشاره شد، قطع درختان در شهر در اغلب موارد سوداگری است. یا زمین شهری برای کاری مناسب تشخیص داده شده، یا باغی از باغ‌های قدیمی برای ساخت برج!
عباس سبزواری، پژوهشگر اجتماعی یکی از موارد قطع درختان را از نزدیک شاهد بوده است. وی در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات می‌گوید: ساخت و ایجاد فضای سبز و پارک‌های جنگلی در کلانشهری مثل تهران کاملا با برنامه و از روی نیاز شهر ساخته شده است. پارک‌هایی مثل سوهانک لویزان یا چیتگر برای اینکه در اثر فعالیت‌های طبیعی درختان، دی اکسید موجود در فضا را جذب کند و اکسیژن اهدا کند، این فضاها ایجاد
شده‌اند.
وی می‌افزاید: با وجود این که در زمانی که این پارک‌ها ایجاد شده، پیش‌بینی‌های بلند مدت و برنامه‌های استراتژیک احتمالاً مد نظر بوده اما شاید سازندگان و مؤسسان این فضاهای سبز فکر نمی‌کردند جمعیت تهران به این رقم و آلودگی هوا به چنین نقطه نابسامانی
برسد.
آلودگی هوا، مسأله اصلی
بزرگترین معضل کلانشهرها آلودگی هواست. این موضوع مختص ایران یا تهران نیست، در همه جای دنیا، انبوه جمعیت و خودرو، آلودگی‌های زیادی تولید می‌کند که آلودگی هوا مهمترین آن است.
سبزواری در این مورد می‌گوید: مسأله آلودگی هوای تهران و آسیب‌های جسمانی که برای شهروندان به همراه دارد، ممکن است با سطح اوج کرونا و پیک موج‌های کرونا قابل مقایسه نباشد اما با شرایط دیگر آن قابل مقایسه است. همچنان که یکی از اعضای شورای شهر اعلام کرده روزانه شمار زیادی از شهروندان تهران بر اثر آلودگی هوا از دست می‌روند.
وی استدلال می‌کند: حتی تلفاتی که ناشی از کروناست به دلیل اینکه آسیب آنها و تلفات آنها به بیماری‌های زمینه‌ای برمی‌گردد می‌توان اینگونه برداشت کرد که اینها محصول مشترک آلودگی هوا و کرونا است؛ چرا که ریه افراد در آلودگی هوا از پیش تخریب شده است. یا بیماری‌های قلبی عروقی که عمدتاً از آلودگی هوا است؛ اینها بیماری‌های زمینه‌ای هستند و وقتی کرونا سربار شود و اضافه شود، این افراد را از پای در می‌آورد. سبزواری تأکید می‌کند: به نظر من مسأله اصلی آلودگی هواست.
به گفته وی، آلودگی هوا ابعاد منفی دیگری هم دارد، مثلاً روی بهره هوشی کودکان در حال رشد تأثیر می‌گذارد و روی توانایی‌های ذهنی کودکان تأثیر می‌گذارد و روی جنین و مادران باردار آثار مخرب گسترده دارد. این پژوهشگر اجتماعی تأکید می‌کند: تا جایی که من اطلاع دارم، آمار مربوط به تلفات ناشی از آلودگی هوا به طور دقیق منتشر نمی‌شود بنابر این ما از آن بی‌اطلاعیم. جدای از فوت، آثار بسیار منفی دیگری هم دارد که آماری از آنها نیست یا کار پژوهشی دقیق انجام نشده یا اطلاعات آن منتشر نشده است.
وی با اشاره به موضوع بالا ادامه می‌دهد: از این نظر، آلودگی هوا، مسأله بسیار مهمی برای کلانشهر و شهروندان آن است و به این مسأله با یک توجه و دقت بسیار بیشتر از آنچه که در حال حاضر وجود دارد باید مورد عنایت هم شهروندان و هم افکار عمومی و رسانه‌ها و هم مسئولین قرار گیرد. رسالت رسانه‌ها بسیار بیشتر است، رسالت آنها هوشیارسازی جامعه اعم از مردم و مسئولین است. رسانه‌ها به عنوان یک نهاد فرهنگی، فرهنگسازی در حوزه‌ها و موضوعاتی است که ضرورت ایجاب می‌کند به جامعه بپردازند.
‏چیتگر در معرض تخریب؟
پارک‌های بزرگ تهران، حکم ریه کلانشهر میلیونی را دارند. یکی از پارک‌های مهم پارک چیتگر در غرب تهران است.‏
عباس سبزواری، پژوهشگر اجتماعی با اشاره به رفت و آمدهای مداوم خود به پارک چیتگر تهران می‌گوید: مشاهدات من متوجه ضلع غربی جنگل چیتگر و فضای سبز شهرک سروآزاد می‌شود. من برای پیاده‌روی از این منطقه استفاده می‌کنم و با توجه به حساسیت‌های اجتماعی می‌بینم که در اثر کم‌توجهی که متولیان فضای سبز دارند و از طرفی مسائل فرهنگی که متوجه مردم است درختان آن منطقه بریده می‌شود یا پوست‌شان عمداً کنده می‌شود و درخت خشک می‌شود. این خشک شدن شاید بهانه به دست کسانی بدهد که به چوب نیاز دارند و با طیب خاطر درختان را قطع کنند.
وی می‌افزاید: اما این محدود به درختان خشک نیست، صحنه‌های خیلی نگران کننده‌ای دیدم که درخت سالم را از ریشه در آورده‌اند و سوزانده اند. درختان سالم از کمر قطع کرده‌اند و برای سوزاندن مورد استفاده قرار گرفته است. برای خوشگذرانی شاخه‌های درختان را می‌شکنند و می‌سوزانند؛ درختانی را می‌برند و با تنه درختان جوجه کباب درست می‌کنند و در سایه آتشی که به جان درختان افتاده به تفریح می‌گذرانند. من دو روز وقت گذاشتم و سعی کردم تعدادی عکس تهیه کنم تا بلکه چیتگر را کسی نجات دهد.
این پژوهشگر استفاده از قوه قهریه را چندان کارا نمی‌داند و توضیح می‌دهد: فکر می‌کنم استفاده از قوای قهریه کمک چندانی نکند، اگرچه در جاهایی لازم است، اما علی القاعده این یک مسأله فرهنگی است. در شرایطی که آلودگی هوا در شهری مثل تهران از استاندارد فراتر رفته و یک ماه از سال در وضعیت قرمز است، به نظرم نه با یک نگاه فانتزی بلکه با یک نگاه واقع گرایانه، برای قطع یک درخت باید عزای عمومی اعلام کرد.
به گفته سبزواری، با این نگرش و پیشفرض، درختانی که برای تولید اکسیژن کاشته شده برای خوشگذرانی لحظه‌ای قطع می‌شوند؛ این یعنی یک مسأله فرهنگی، نبود توسعه فکری، یعنی اینکه نهادهای فرهنگی ما وظایف‌شان را به درستی انجام نداده‌اند. و اگر به درستی انجام می‌دادند و مساله حفظ فضاهای سبز و اهمیت آن برای جامعه و شهروندان توصیف و تبیین می‌کردند و کارهای فرهنگی به اندازه کافی انجام می‌شد ما با چنین صحنه‌هایی مواجه نبودیم.
رفتار ضد اجتماعی
قطع و از بین بردن درختان به هر شکل، از رفتارهای ضد اجتماعی انسان است. این رفتار در بسیاری از کشورها با جریمه‌های سنگینی روبرو می‌شود اما مهمترین مسأله فرهنگ‌سازی است.
عباس سبزواری در این مورد می‌گوید: ممکن است بگوییم افراد کمی هستند که مرتکب این رفتار ضداجتماعی می‌شوند و همه نیستند. بسیار خوب اگر تعداد این افراد کم است چرا تعداد کسانی که به آنها تذکر بدهند و واکنش نشان دهند زیاد
نیست؟
وی ادامه می‌دهد: فرض کنید تعداد افراد خرابکار کم است چرا تعداد افراد معترضی که واکنش داشته باشند کم است؟ چرا ما آنقدر بی تفاوتیم؟ این خود سؤال است. من فکر می‌کنم اهمیت حفظ و صیانت از فضاهای سبز و جنگل‌های موجود در شهر تهران که وظیفه تولید اکسیژن شهر را دارند با یک عکس و پاراگراف توصیف کردنی نیست و نیاز به کار جدی دارد و پیگیرانه و مستمر کارها ادامه داشته باشد.
وی پیشنهاد می‌دهد: پیشنهاد من این است بد نیست تیمی از خبرنگاران از نزدیک ببینند و از مشاهداتشان مستند تهیه کنند. سرشماری از درختان بریده شده انجام شود و نشان داده شود در مقابل شهرداری چه کرده است. شهرداری در مقابل افرادی که آتش روشن می‌کنند، درخت می‌برند، چه می‌کند و قانون اجرایی آنان چیست؟
این پژوهشگر می‌افزاید: سال گذشته بخشی از چیتگر در آتش می‌سوخت، برای کنترل روشن نکردن آتش چه تمهیداتی اتخاذ شده است. برای این که درخت بریده نشود چه کاری انجام شده است؟ من فکر می‌کنم از من نیازمندتر به هوای پاک و حساس‌تر کسانی هستند که تمام سال را در تهران ساکنند مانند خانواده‌های تهرانی که برای آنان باید بیشتر اهمیت داشته باشد.
این فعال اجتماعی در پایان به نکته‌ای دیگر در مورد پارک جنگلی چیتگر اشاره می‌کند و می‌افزاید: اهمیت پارک چیتگر برای تهران از دیگر پارک‌ها بیشتر است چرا که باد غالب در تهران از غرب به شرق می‌وزد، بنابراین اکسیژن تولید شده توسط درختان این پارک با یک نسیم وارد شهر می‌شود.
***
همان طور که اشاره شد، باورهای نادرست در مورد محیط‌زیست می‌تواند فاجعه بار باشد. از طرفی تخریب‌های گسترده باغات و درختان عاملی برای نگرانی شهروندان و فعالان اجتماعی است.
به نظر می‌رسد تدوین یک راهبرد بلند مدت برای کلانشهرهای کشور می‌تواند دستکم از اشتباهات گذشته در مورد ایجاد و گسترش فضاهای سبز شهری و نیز انتخاب گونه‌ها بکاهد. از سوی دیگر، نهادهای دولتی و مردمی فعال در زمینه محیط زیست لازم است به اصلاح اقداماتی بپردازند که خود می‌تواند عاملی در تخریب محیط زیست باشد، اگرچه در ظاهر و در نیت در راستای محیط زیست انجام شده باشند.
24-news.ir/vdcdkz0k.yt0fs6a22y.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

نرخ طلا و ارز