تاریخ انتشارسه شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۱:۲۵
فرهنگ سهامداری خوبی هایی و بدی های برای جامعه ایرانی داشته و دارد، تتبلی، عدم انجام وظایف محوله توسط کارکنان و کاهش آرامش در جامعه شاید از روزهای بد رونق امروز بورس باشند.
چالش های چهارگانه در فرهنگ سهامداری مردم
به گزارش خبر24؛ این روزها اگرچه از تب و تاب بورس کاسته شده است ولی دوره منتهی به رسیدن شاخص کل به عدد یک میلیون واحد که تعداد ورودی افراد به بازار سرمایه به خودی خود خانوار زیادی را درگیر یک  بازار کرد، البته هر بازاری اخلاق مرتبط با خود را میطلبد، در واقع نمیتوان وارد بازاری شد و قواعد جمعی بازی آن را نادیده گرفت، مجموعه این قواعد یک اخلاق و یک فرهنگ را برای جمع پایبند به خود خواهد ساخت، بازار سرمایه در ایران با رشد خود در حال تزریق شبکه ای از این قواعد به اذهان عمومی هستند، در این یادداشت به برد و باختهای فرهنگی بورس برای جامعه ایرانی می پردازیم.
 
تب داغ ورود به بورس؛ افتها و خیزها

در حال حاضر در کشور حدود 11 میلیون کد بورسی وجود دارد که از میان این کدها حدود 4 میلیون کد بورسی فعال هستند، همزمان با اوج دوره تورمی که از اواخر سال 96 آغاز شد، بازار بورس از خود بازده به نسبت بیشتری نسبت به بازارهای سنتی دارایی هایی مانند طلا، ارز و مسکن نشان داد، البته تا اواسط سال 98 این بازار به خصوص شیوه کار در این بازار برای بسیاری از مردم ناشناخته بود، ولی فشاری که میزان بالای سود در این بازار ایجاد کرد، مردم را بالاخره به این بازار کشاند، در این میان دولت هم که به دنبال بازاری بود تا نقدینگی افسارگسیخته را به سمت آن هدایت کند بازار بورس را ابزار خوبی برای تامین مالی خود دید، اگرچه بعدها با اصلاح 80 هزار واحدی بورس در مدتی کم این تب و تاب به مرور کاسته شد ولی امیدها به این بازار همچنان زنده است.
 
بورس چه کارکردی دارد؟

بورس البته یک دوگان سود را میسازد، افراد در کوتاه مدت ترین زمان ممکن در این بازار به دنبال سود هستند، همین فرهنگ نوسانگیری را در این بازار رشد داده است ولی در بلندمدت برای شرکتی که میبیند روز به روز دارایی های شرکتش در حال افزایش است شاید خوب باشد، در حاشیه این موضوع البته فرهنگ های دیگری نیز رشد میکنند، شفافیت، رصدگری تولید و آموزش ضمنی ابزارها و رویه های مالی تولید مواردی هستند که در این بازار به افراد به نمایش و آموزش داده میشوند.
 
نابرابری و ناعدالتی و بورس
از مختصات فرهنگی و اجتماعی که باید در بازار سرمایه به دنبال آن جست عنصر اساسی عدالت و نابرابری است، در این زمینه به وسیله رانت اطلاعاتی طبقه ثروتمند و نهادهای حاکمیتی دخیل در بورس بسیاری از اتفاقات می افتد که آنچنان هم خوشایند نیست، البته مانند سایر بازارهای دارایی و سوداگری هایی که در آن بازارها رخ میدهد با یک انتقال دارایی از دهکی به دهک دیگر نیز شاهدیم، از جمله در قضیه آزادسازی سهام عدالت این مسئله به خوبی دیده میشود، ولی مشارکت در این بازار خوبی هایی هم دارد از جمله فرصت برابر در مشارکت در بازار که باعث میشود هر کسی با هر قدر سرمایه که  دارد به صورت هم نفع با سایر افراد بالا و پایین میشود.
 
 به طور کلی می توان 4 چالش را در این باره بیان کرد:
 
1- زیرسوال رفتن فرهنگ حمایت از تولید با سوداگری

یکی از مولفه هایی اساسی بورس ایجاد شفافیت در بازار دارایی ها  و تولید است؛ همین موضوع باعث میشود تا مشارکت مدنی در بازارهای کشور به نوعی افزایش یابد، برای مردم دیگر مهم است که تولید در کشور بهره ور تر باشد ولی روی دیگر این سکه این است که رقابت افراد برای رسیدن به بیشترین سود یا همان سوادگری به کلی این فرهنگ رصدگری تولید را به چالش میکشد.
 
البته در مدیریت دارایی های کشور این موضوع به نحوی دیگر قابل پایش است، با عرضه بخشی از دارایی های دولتی مردم و تحلیلگران مالی بازار به خوبی بر مدیریت دارایی های عمومی کشور مشارکت میکنند، این تجربه ای است که پیشتر نیز در سوئد به بوته نقد گذاشته شد، در این کشور دولت با حفظ مدیریت خود بر دارایی های عمومی با عرضه عمومی بخشی از سهام شرکت ها دولتی موجبات نظارت مردم بر فعالیت خود را گسترش داد.
 
2- ارجحیت مذاکره بر مقاومت

بالا و پایین رفتن روزانه قیمت های یک سهم به معنای حساسیت بالاست، این یعنی بازار بورس به صورت جمعی نسبت به اتفاقات سیاسی بسیار حساس باشد. رونق بازار سرمایه و همه‌گیر شدن آن یک اثر جدی بر فضای سیاسی ایران دارد، احتمالا مردم به سمت گروههایی متمایل خواهند شد که بیشتر اهل «صلح»، «تعامل» و «دیپلماسی» هستند و به دنبال تقابل (مذاکره در مقابل مقاومت) نیستند.در جامعه بورسی شده به نوعی دنیای سیاست دیگر محل نزاع حتی برای کسب منافع ملی و دفاع ازآن نیست.
 
3- بالا بردن توقعات، نادیده گیری برخی حقوق و رفتار هیجانی

فرهنگی که در آن سود کوتاه مدت اصل ماجرا و اولویت رفتاری افراد است خود بخود مجموعه انتظارات ذهنی را میسازد که در آن فرد از هر چیزی بیشترین سود را میطلبد، فشار بر روی مدیران شرکت ها برای دریافت بیشترین رشد و سود البته همیشه خوب نیست و این مدیران را مجبور به سو استفاده از حقوق کارگر میکند. این البته یک وجه ماجراست و سودجویی رفتار افراد را نیز هیجانی میکند، پول برای ماندن در یک شرکت در دنیای سهام وارد نشده بلکه با کمترین سیگنالی فورا جابجا میشود.
 
4- فرهنگ تنبلی

ورود به بازار سرمایه البته استرس های خود را هم دارد ولی وقتی فردی میتواند با کمی وقت گذاشتن یا سپردن دارایی خود به دیگری به سودهای کلان یک شبه برسد دیگر نیازی به کار و استفاده از زور بازو ندارد. در واقع ورود افراطی به این بازار افراد را از کار یدی و استفاده از مهارت های شخصی کاری به نوعی دور میکند، البته این حالتی کلی نیست ولی امری است که بعضا شاهد آن بوده ایم.
 
24-news.ir/vdcgwq9x.ak93n4prra.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

نرخ طلا و ارز