تاریخ انتشارسه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۹ - ۰۲:۱۴
آنچه در سیاست گذاری های کلان و برنامه ریزی های پشت پرده آمریکا رخ می دهد حاکی از حضوردولتی پنهان و در سایه دارد که در ترسیم معادلات سیاسی و پیشبرد خط مشی کلی این کشور در سطح جهانی، نقش و نفوذی عمیق دارد.
نقش مرموز «دولت سایه» در انتخاب رؤسای جمهور آمریکا + تصاویر
 خبر24- سالهاست بسیاری از صاحب نظران و چهره های مطرح عرصه سیاست از وجود دولت پنهان و در سایه در ایالات متحده آمریکا سخن می گویند. دولتی که مرموزانه و شبح گونه دموکرات و جمهوریخواه را تحت اشراف و کنترل خود داشته و راهبرد و خط مشی اصلی را او تعیین می کند.


 
شاید به جرأت بتوان گفت برخی رسانه های زنجیره ای آمریکایی که از کارتل های نفتی و تشکیلات پنهانی تحت مدیریت یهودیان، تغذیه شده و درمقاطع مختلف مثل انتخابات، سعی درالقای خواسته های طیفی پنهانی دارند، بخشی از این دولت سایه هستند.


 
از آنجایی که هر دولت و نظام سیاسی به ویژه درغرب، فارغ از جناح بندی های سیاسی اش، چهره ای باطنی هم دارد که دستان پنهان و جریانات مرموز مسیرش را به انتخاب خود معین می نمایند و هر زمان که شخص رئیس جمهور تأمین کننده منافع و مطامع سیاسی آن ها نباشد او را در جلسات مخفی و پشت درهای بسته ی اتاق های ایده پردازی خود، خلع کرده و به راحتی حذف می نمایند.
 


در انتخابات آمریکا به ویژه در انتخابات اخیر، به نظر می رسد همین استراتژی و جریان درباره ترامپ در حال تکرار شدن است، مردی که از خارج ازمنتخبین دولت پنهان و شاید هم برخلاف خواست خود آمد اما توانست از تأثیرات عوامل جهانی و با بهره گیری ازنفوذ جریان صهیونیزم جهانی و زد و بندهای مفسدانه رواج یافته در نظام آمریکا، وارد کاخ سفید شود.
 


نگاه تحمل مآبانه از سوی جریان پنهان یا دولت در سایه، پس از انتخاب ترامپ تا جایی دوام آورد که خطوط قرمز زیرپا گذاشته شد؛ چراکه ترامپ شخصیتی مهار نشدنی و غیر قابل پیش بینی بوده و نسبت به رعایت خطوط ترسیم شده در سیاست های کلان آمریکا از خود علاقه نشان نداد و همانگونه که در چهارسال دوره ریاست جمهوری او مشخص شد، تصمیمات متعدد او باعث برآشفته شدن احزاب دموکرات و جمهوریخواه و برخی افراد چهره و صاحب نفوذ در حاکمیت امریکا شد و اینجا بود که دولت پنهان مقابله با جریان ترامپیسم را دراولویت کار خود قرار داده و حذف او از قدرت را رقم زد.
 


آنچه مسلم است پیامدهای در رأس بودن جریان ترامپیسم برای سیاست های کلان آمریکا با توجه به خوی استکباری و جهانخواری حاکم بر این کشور، در دراز مدت به نفع آمریکا نبوده و تقابل جهانی و نفرت سراسری ایجاد شده از ایالات متحده را فزونی بخشیده و زمینه های افول این ابرقدرت را نمایان تر نموده است؛ به گونه ای که امروز جایگاه آمریکا در همه ابعاد در بین کشورهای دنیا حتی متحدان و هم پیمانانش به شدت تضعیف شده و نشانه های سقوط و افول نیز برای همگان آشکارشده است.
 


پر واضح است خط مشی و سیاست های حاکم بر نظام مستبد و مستکبرکشوری که خود را کدخدا و رئیس و حاکم دنیا می پندارد، با آمدن و رفتن افرادی مثل ترامپ، تغییری نخواهد یافت اما نکته اصلی این است که بی تردید زیرساخت های عقیدتی و حاکمیتی آمریکا علیرغم اینکه در ظاهر شعار آزادی را یدک می کشد و ندای مهد تمدن بودن و مراعات حقوق بشر او گوش فلک را کر کرده، هرگز اجازه حرکتی خلاف میل جریانات پنهان و دولت در سایه آمریکا را نداده و امثال ترامپ و بایدن در واقع عروسک های خیمه شب بازی و عوامل اجرای سیاست های ترسیمی دست های پشت پرده حاکمیت آمریکاست.
 


خوب است خوشبینان و خام اندیشان به تغییر در رفتار آمریکا و دلبستگان و شیفتگان جریان دنیای غرب و به این نکته توجه کنند که عمق نفوذ دولت سایه و پنهان آمریکا در واقع آنچنان نفوذ عمیقی بر حاکمیت دولتی در این کشور دارند که امثال ترامپ و بایدن و افراد بعد از او ذره ای جرأت و جسارت عدول از خواسته های این دولت مرموز را ندارند چراکه پشت کردن به ترامپ و بیرون انداختن او از کاخ سفید، دستمزد اقداماتی بود که خودسرانه و خلاف میل جریان سایه انجام گرفت و بایدن نیز در صورت عدول از این شرایط و خواسته ها، قطعا سرنوشتی بهتر از ترامپ نخواهد داشت.
 
 


 
 
 
 
24-news.ir/vdcf1edt.w6dyjagiiw.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

نرخ طلا و ارز