تاریخ انتشارسه شنبه ۲۸ دی ۱۴۰۰ - ۱۶:۱۵
جریان اصلاحات به دنبال بازگشتی عینی و ملموس بوده که اساساً باعث احیای سرمایه اجتماعی این جریان شود و این نیز میسر نمی‌شود مگر در شرایطی که مردم باز هم اصلاح‌طلبان را نمایندگان واقعی خود بدانند، نه آنکه تصور عمومی چنین باشد که اصلاح‌طلبان نیز دنبال ماهی خود از این آب گل‌آلود می‌گردند. موضوع و عبارتی  که چندی پیش محمدرضا تاجیک به آن اشاره‌های مستقیمی داشت.
رونمایی اصلاح‌طلبان از برنامه «انتخابات 1402»
به گزارش خبر24؛ تحرکات انتخاباتی اصلاح‌طلبان چه برای انتخابات مجلس 1402 و چه برای ریاست‌جمهوری 1404 از همیشه زودتر آغاز شده و برخلاف گذشته که تا واپسین روزهای انتخابات همه فعالان سیاسی می‌گفتند فعلا برای ورود به انتخابات زود است، اکنون مشاهده می‌کنیم که جبهه اصلاحات ایران وارد برنامه‌ریزی انتخاباتی شده است. این در حالی است که روز گذشته نیز محمود صادقی در گفتگو با همدلی از راهبرد «ائتلاف حذف شدگان» رونمایی کرد.

این در حالی است که علی شکوری‌راد، سخنگوی جدید جبهه اصلاحات ایران نیز به تازگی به موضوع برنامه‌ریزی جبهه اصلاحات ایران در خصوص انتخابات 1402 اشاره کرده است. وی تصریح می‌کند که جلسات جبهه اصلاحات نیز به صورت منظم برگزار می‌شود. با توجه به اختلاف‌نظری که در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ اتفاق افتاد، ابتدا باید بحث‌های مبنایی صورت بگیرد و بعد از آن، موضع جبهه در انتخابات ۱۴۰۲ به‌صورت رسمی اعلام خواهد شد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که در میان احزاب اصلاح‌طلب، حزب کارگزاران سازندگی در حال تدوین برنامه مدون انتخاباتی برای ورود به مجلس دوازدهم است. در این میان اعضای حزب مذکور در اظهارات جدیدی مدعی شده که حزب برای انتخابات ۱۴۰۲ برنامه دارد، ولی نحوه ورود به انتخابات به سیاست‌های حاکم بستگی خواهد داشت.
به بیان دیگر بستگی دارد
که شورای نگهبان بخواهد رویه موجود (به زعم اعضای حزب) را ادامه دهد یا آنکه تغییری را که منجر به مشارکت حداکثری بشود، انجام دهد. خواسته احزاب و حزب کارگزاران این است که عرصه برای مشارکت حداکثری فراهم شود.

رسانه‌های نزدیک به جریان کارگزاران در همین خصوص تأکید داشته که تا به امروز حزب با هماهنگی کامل برنامه‌های خود را پیش برده و عملکرد هیئت‌رئیسه و دبیرکل جدید کاملا خوب بوده و جلسات به‌طور منظم در حال انجام و هماهنگی کاملی در جریان است.

این در حالی است که اعضای حزب کارگزاران طی روزهای اخیر تأکید داشته که قرار نیست حزبی به حزب دیگری نزدیک شود. حزب کارگزاران برنامه‌های خودش را پیش می‌برد و ائتلاف‌ها نزدیک به انتخابات رخ می‌دهد. وقتی انتخاباتی مطرح می‌شود، سنت بر این قرار بوده است که اصلاح‌طلبان با احزاب و تشکل‌هایی گردهم می‌آیند و بعد از آن ائتلاف شکل می‌گیرد.

جریان اصلاحات به دنبال بازگشتی عینی و ملموس بوده که اساساً باعث احیای سرمایه اجتماعی این جریان شود و این نیز میسر نمی‌شود مگر در شرایطی که مردم باز هم اصلاح‌طلبان را نمایندگان واقعی خود بدانند، نه آنکه تصور عمومی چنین باشد که اصلاح‌طلبان نیز دنبال ماهی خود از این آب گل‌آلود می‌گردند. موضوع و عبارتی  که چندی پیش محمدرضا تاجیک به آن اشاره‌های مستقیمی داشت.

جریان اصلاحات در میان رسانه‌های خود بر این نکته اعتراف داشته که این جریان همین حالا که از دو سمت جامعه و حاکمیت طرد شده‌اند نیز به صورت واقعی خواهان بازگشت به جامعه نیستند. به نوعی اصلاح‌طلبان به جای اقناع جامعه و درخواست از مردم برای اعتماد دوباره، باز هم از جامعه متوقع‌اند که
با همین شرایط و بدون ارائه راهبردی عینی از سوی اصلاح‌طلبان به آنها اعتماد کنند و رأی خود را مانند گذشته به صندوق اصلاحات بریزند؛ شرایطی که حتما بدون بازگشت تغییر سیاست‌گذاری‌های کلان اصلاح‌طلبان محقق نمی‌شود.

رسانه‌های اصلاحات همچنین تأکید کرده اگر نیروهای اصلاح‌طلب بتوانند اعتماد عمومی را به نفع خود احیا کنند، با افزایش قدرت اجتماعی می‌توانند فشار خود برای کاهش ردصلاحیت‌ها را افزایش دهند. به بیان دیگر، هر زمان اقبال عمومی به اصلاح‌طلبان کم بوده، نهادهای نظارتی هم با خیالی آسوده دایره ردصلاحیت‌ها را افزایش داده‌اند و بالعکس هر وقت قدرت اجتماعی در اختیار جبهه اصلاحات بوده‌، دیده‌ شده که میزان نیروهای مؤثر اصلاحات در انتخابات بیشتر بوده است. به نوعی جریان اصلاحات سعی داشته در خصوص رد صلاحیت‌ها و سرمایه اجتماعی رابطه‌ای «علت و معلولی» ایجاد نمایند.

این سخنان درباره برنامه‌های آتی اصلاح‌طلبان، در حالی است که تا این لحظه مهم‌ترین عنصر یعنی اعتماد عمومی در عرصه سیاسی ترمیم نشده و بعید است برنامه‌های بوروکراتیک جبهه اصلاحات و احزاب اصلاح‌طلب، از‌جمله دادن بیانیه یا تشکیل کارگروه‌های تخصصی و... بتواند در شرایط کنونی راهگشا باشد. به گفته بسیاری از کارشناسان، اصلاح‌طلبان با سه محدودیت بزرگ مواجه‌اند؛

نخست آنکه ردصلاحیت‌های گسترده کار را برای آنها تنگ خواهد کرد و معلوم نیست در پی تمام برنامه‌ریزی‌هایشان می‌خواهند با این محدودیت چه‌ کار کنند.

دومین محدودیت، بی‌اعتمادی مردم به آنهاست؛ به نحوی که بعد از ناکامی‌های دولت روحانی، خاصه در دور دومش، مردم دیگر اعتنایی به سخنان حزبی و جناحی نمی‌کنند؛ کمااینکه مشاهده شد کلام
خاتمی به‌عنوان برجسته‌ترین شخصیت اصلاح‌طلب در دو انتخابات مجلس یازدهم و ریاست‌جمهوری سیزدهم مانند سابق مورد اقبال عمومی قرار نگرفت.

سومین محدودیت هم اختلاف‌های درون‌جناحی اصلاح‌طلبان است؛ اختلافاتی که مشخصا در همین انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر بر سر حمایت‌کردن یا حمایت‌نکردن از نامزدی عبدالناصر همتی رخ نمود و شاید اگر این اختلاف‌ها پیش از این جمع‌وجور می‌شد، به واسطه نقش خاتمی بود؛ نقشی که شنیده می‌شود قرار است تغییر کند و گویا دیگر قرار نیست به شکل سنتی، خاتمی لیدر اصلاح‌طلبان باشد و انگار قرار است همین تشکل جبهه اصلاحات ایران نقش لیدری را ایفا کند.

تغییر شرایطی که بعید است به وحدت اصلاح‌طلبان کمکی کند؛ زیرا چند سال پیش که قرار بود تشکلی عظیم‌تر با عنوان پارلمان اصلاحات شکل بگیرد، اختلاف‌های عدیده باعث شد اصلاح‌طلبان حتی نتوانند یک اساسنامه برای پارلمان اصلاحات تهیه کند، چه رسد به تشکیل آن. اصلاح‌طلبان با تمام برنامه‌ریزی‌هایشان شاید بتوانند از پس حل‌وفصل اختلاف‌هایشان برآمده و بر محدودیت سوم فائق آیند، اما دو محدویت دیگر یعنی ردصلاحیت‌ها و به‌خصوص عدم اقبال عمومی، مسائلی نیست که با جلسات چند هفته یک‌ بار در کارگروه‌های تخصصی حل شود و همان‌طور که بسیاری از جامعه‌شناسان و تحلیلگران علوم سیاسی گفته‌اند، راه‌حل آن بازگشت همه‌جانبه به جامعه است.

به همین جهت این احتمال وجود داشته تا با تقویت سناریوی «ائتلاف حذف شدگان» محدودیت‌ اول جریان اصلاحات تا حدودی مرتفع شود اما اساساً رفع محدودیت دوم (سرمایه اجتماعی) امری دست نیافتنی‌تر بوده و به شکل کلی جریان اصلاحات بر موضوع کارنامه دولت و مجلس فعلی در آینده تمرکز خواهد کرد.


انتهای پیام/
24-news.ir/vdchxkn6.23nwkdftt2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

نرخ طلا و ارز